داستان



  
  
دو سه چار پنج شيش هفت هشت نه ده يک دو سه چار چار پنج شيش هفت

    يک دو سه چار نخوابيده

    هنوز نخوابيده

    دور چارم
که مسواک بزنم خوابش می گیره چراغو خاموش می‌کنه مسواکو زير شير آب ميشورم خوابش ميبره  يک  دو   هنوز نخوابيده خوابش برده سيگارمو تو تاريکی روشن ميکنم آتيش سيگار خوشرنگه دودش ديده نميشه سيگار آخر شب تو تاريکی ميچسبه دود سيگارو دوست نداره سيگاريه ولی از سيگار تو رختخواب بدش مياد خب منم از راديو تو رختواب بدم مياد از اين چيزا تو رختخواب بدم مياد خوشش مياد پاهام گرم نميشه لحافو کشيده رو سرش خودشو جمع کرده خوابه تا صبح بيدار نميشه ديشب بيدار شد امشب بيدار نميشه بوی سيگار ميده نه مزۀ سيگار انگشت دست چپ نه راست انگشتمو ميذارم تو دهنم تير ميکشه پاهامو به هم فشار ميدم آروم آروم ول ميشه تکون بخورم بيدار ميشه بيدار بشه نميتونم بخوابم حالم بد ميشه نميذاره بخوابم  بخوابم و ببينم يه بوی خوب تو هوا مياد نزديک تا رو صورتم سايه‌ش سنگينی ميکنه چشمامو وا ميکنم صورتش رو صورتم خم ميشه رو لبام صدای نفسامو ميشنفه ول ميکنه دوباره ميگيره نوک زبونمو ميذارم رو دندوناش دستش کجاست کجا باشه دستشو ميگيرم تو دستم دستش هيچ‌جا نميره نميدونه کجا بره روی گردنم ميمونه انگشتمو بند می‌کنم به انگشتش ميکشم پايين تا رو سينه‌هام تمام پستونم تو دستش جا ميگيره ول ميشه فشار ميده ول ميکنه پايين مياد دندوناشو فرو ميکنه نه نوک پستونو با دندوناش ميگيره ول ميکنه پايين مياد چه نفسش گرمه داره پاهام گرم ميشه پاهامو فرو کنم لای پاهاش پاهام يخ کرده يخ ميکنه نه پاهاش گرمه پاهامو گرم ميکنه سرشو مياره پايين پايين تر آره دستش انگشتش نه گرمه نه اونجا نه انگشتش گرمه نه خفه شدم خفه کردی ولم کن ول کن بشين ببين مگه ديشب نگفتم اول بيدارم کن وقتی خوابم می‌ترسم باشه فردا بخواب نه بخواب بخواب خوابم مياد بيدار شد تکون خوردم تکون نمی‌خورم بدش اومده فردا حرف نميزنه بهش ميگم شب که بچه ها خوابيدن بهش ميگم ميگم بيا بشين صحبت کنيم ميگم وقتی خوابم سراغم نيا ميگم خواب بد می‌بينم می‌ترسم اول بايد بيدارم کنه وقتی خوابم مياد روم می‌ترسم خفه شم بهش ميگم نبايد منو ببوسه چون خيال ميکنم دارم خفه می‌شم ميفته روم صورتش رو صورتم دهن خيس راه نفسمو بند مياره دهنش بد مزه‌س بو ميده نميگم بو ميده ميگم دارم خفه ميشم بدخواب ميشم قبول ميکنه بايد قبول کنه حالمو بهم ميزنه ميفته روم دستشو ميبره لای پام صاف دستشو می‌بره لای پام و حالمو بهم ميزنه اگه تو تخت يه سوراخ بود چکار ميکرد غلت ميزد نيمه خواب نيمه بيدار دستشو ميبرد روی سوراخی مطمئن که ميشد سوراخ همون جاست ميفتاد روش فرو ميکرد  نفس نفس ميزد نفس ميزد می‌غلتيد طرف اولش لحافو ميکشيد روش ميخوابيد خودشو نميشست؟ خواب آلود ميرفت تو دستشويی صدای شرشر آب صدای سيفون ميامد بيرون ميامد رو تخت تالاپ لحافو ميکشيد رو سرش

    سيگار ميخوای؟ ..

    اينوقت شب.. لاالله ..

    سيگار نميکشه

    خوابش مياد

    صبح زود ميره سرکار

    بايد بخوابه اين بوی چيه تنش ميده تن من بوی چی ميده دهنم بو ميده موهام وزکرده گوشه چشمم کثيفه ناخونام شکسته‌س دامنم آويزوونه موهای پام دراومده چشمام وق زده بيرون مات نگاه ميکنم  
بددهنم شلخته‌ام پاهام گرم نميشه بايد پاهامو گرم کنم چقدر هوا کثيفه بوی نفس آدم ميده بايد زود بخوابم چشمامو ببندم آروم ببندم دندونام درد گرفته خودمو شل ميکنم بعد اون يواش يواش به تخت نزديک ميشه خم ميشه روی صورتم نفسش نرم می شينه روی گلوم دستش مياد پايين يک کم پايين تر

 

 

                                                                                                                                     

   من و من
ساقی قهرمان

1993      

 

                                                                                                                                                                       داستان