|
یک قطره اگر می چکید
دست هایم را ستون چانه می کردم تا دم ابدیت
غروب گلگونت را تماشا می کردم
بار برداشته
نچکید
فرو شدی و بیرون شدی
بی بار
بار ناگرفته
تا زیر آسمان رفتم
پر ستاره بود
یک قطره اگر می چکید
یک ستاره می چیدم
بی ستاره
زیر آسمان صبح
چکیدم
بر خاک و
آب شدم
عقیم
ساقی قهرمان
|