|
زمان که می گذرد از
همین پنجره
می گذرد
چراغ ؟ اینهمه ؟ خوابم نمی برد
پشت پیرهنت ؟
نه ؟
پیرهن من ؟
ها ؟
دیده بودی ؟
برهنه تر ؟
نه ؟
این بوسه ها که سر می گیرد از هر جا
دور می زند دور دور می زند دور
و این انگشت ها ها ؟ کجا ؟
صورتت که بالا آمد چشم ها سبز سبز بود و فرو رفت لای قاب پاها باز
و انگشت ها ؟ کجا ؟
گاهی که سر ندارم از پاها یکی در باد می رود می گویم باید باد
بیاید
نیست ؟ گرمست
صورتت حالا چین های دور هم چشم هم لب
بیا صبح دوباره صبح سر صبح
بگو بگو
خوابم نمی برد
گفتی ؟ بگو
روی زانو ؟ سر زانو ؟ روی زانو ؟ خب روی زانو
.. .. ها؟ .. .. ها؟ .. ..ها؟ .. .. ها؟ .. ..
ها؟
حالا ؟ کجا ؟ انگشت من ؟
شاپوری 1
ساقی قهرمان
|