ساقی قهرمان. همین

 

 

 

اول بوی کسی که پشت سرم ایستاده

بعد بوی طشت گه می آید

بعد آن کسی که پشت سرم ایستاده فرو می کند سرم را توی طشت

هرچه بیرون از من است زیبا می شود

من زشت می شوم آغشته به بوی گه

بعد آن کسی که پشت سرم ایستاده

سرم را بیرون می کشد

راهم را وا می کند رو به پشت سر

بعد،

می گوید بزن

 

نمی توانم نفس بزنم

 

می گوید بزن

 

نمی توانم نفس بزنم

 

می گوید بزن

دست روی سیم می مالم اول دست روی سیم می مالم

روی سیم دست می مالم

دست را با سر زانو پاک می کنم روی سیم می مالم

بعد صدای سازم زق زق به بوی کسی آغشته می شود که حالا

ایستداه رویروی من می گوید بزن

 

بعد،

کسی صدای سازم را بو…. بو…. بو… یناک بر می دارد دور سر می گرداند پرت می کند

آن دورها،

هوا را به بوی ما آغشته می کند

بعد،

آب می خواهم

تشنه ام

آب می خواهم

 

  

 

 

احمد باطبی در نامۀ سرگشاده اش از زندان نوشت که بازجوها او را به مستراح زندان برده سرش را توی چاه مستراح فرو کرده اند. و بعد هم، خب طبیعی است، تا چند روز اجازه نداده اند آن چیزها را از سر و صورتش بشوید. به هر حال.

و برای اطلاع: شمس الواعظین در سخنرانی خود در تورنتو گفت که احمد باطبی شکنجه نشده و دارد در اوین گیتار می زند. ضمن اینکه به صداقتش می خندم به ساده دلی اش… نیازی که نیست، همینجوری مثلا… راستش نمیدانم به چی ولی به یک چیزیش احترام می گذارم. ولی البته باید بگویم همۀ کسانی که حضور شکنجه را، آنهم در زندان جمهوری اسلامی انکار می کنند آدمهای گندی هستند.

 

طشت گه

ساقی قهرمان

 

 

                                                                                                                                           ساقی قهرمان. همین