و جنده جان می بخشد به
مرا کنار حلقۀ مویت بنشان نزدیک گونه ات و لب که وا می کنی نگو
مرا کنار شانه ات بنشان نزدیک انگشتانت و لب که وا می کنی نگو
بگو که باد بگوید شب بگوید شبتاب بگوید
و تو لب اگر باز می کنی، درنگ کن تا برگی روی گوشم بگذارم
آریو
ساقی قهرمان