و جنده جان می بخشد به
پنجره را که بستی، پرده را بکش
چراغ خاموش است
دیوار پشت سر را پیدا کن
بنشین
چشم بدوز به دیوار روبرو
صدایی نیست
برخیز
ساعت را از دیوار پشت سر وا کن
سر روی زانو پلک ها را بفشار روی هم تا سبز و زرد و آبی بدرخشند
آنگاه
ماه را رنگرنگ کن
تازه
ساقی قهرمان