|
این تصویر
یگانه است
یادم نمی رود
برو
نمی رود
دوباره برو
یگانه است
نمی رود
از این جا برو
یگانه است این
تصویر
نمی رود
تصویر!
برو
نمی رود
برو
تصویر
زانوها بالاتر
شیطان بودم
گریه هم می کردم
برو
نمی رود باز
گربه بودی
گنجشک می شدی
برو
از اینجا هم
برو
نویشتم: تو
گربه ی منی نویشتی: من گربه ی توام
گربه که می
شدی گنجشک می شدی
یکبار دیگر
برو
راحت شدم
مثل شیر
ریختم
روی سینه ام
ناله می می
کرَدی تن تن ِ روحت حت بوووود؟
این فاعل از
کجا عاشق تو شد؟
تصویر یگانه
است
نمی رود
کلاه
گذاشتی سر خودت
گاهی سرت صدا
می داد
تصویر
برو
ناله؟ نه
نمی کردم فرق اگر بکنم می کنم
دستم مشت توی
مشت تو سرم روی سینه ی تو گوشم به ناله که از گلوی تو
می آمد تا گرگ
و میش صبح تا غروب
برو
گلچهره
است نمی رود
...
شش بار نمی
رود
ساقی قهرمان
اکتبر 2006
|